تبليغاتX
خط خطی های یه دل دیوونه
زندگی زنجیره ای از لحظه های لذت بخش است...

 

سلام دوستای گلم ....

+ نوشته شده در  90/08/21ساعت 13:51  توسط نرگس  | 

نخست دیر زمانی در او نگریستم
چندان که نظر از وی بازگرفتم
در پیرامون من همه چیز به هیئت او در آمده بود
آنگاه دانستم که مرا دیگر از او گریزی نیست!
آری این است معنای لطیف عشق...

احمد شاملو

+ نوشته شده در  89/07/18ساعت 23:11  توسط نرگس  | 

بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی نیست

+ نوشته شده در  89/06/03ساعت 2:19  توسط نرگس  | 

به من تکیه کن ! من تمام هستی ام را دامنی میکنم تا تو سرت را بر آن بنهی ! تمام روحم را آغوشی
می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی ! تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم ٫ دستی میکنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند ! تمام بودن خود را زانویی میکنم تا بر آن به خواب روی ! خود را ٫ تمام خود رابه تو میسپارم تا هرچه بخواهی از آن بیاشامی ٫ از آن برگیری ٫ هرچه بخواهی از آن بسازی ٫ هرگونه بخواهی ٫ باشم ! ازین لحظه مرا داشته باش !

گفت و گوهای تنهایی/۸۲۷
دفترهای خاکستری
ایمان٫احساس٫اندیشه
دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده در  89/02/02ساعت 10:56  توسط نرگس  | 

دست از سر ما بردار ٫ کنار تو نمیمونم

یه روز میگفتم عاشقم ٫ اما دیگه نمیتونم

تقصیر هیچ کس دیگه نیست ٫ قصه ما تموم شده

حیف همه خاطره هام ٫ به پای کی حروم شده

دروغ میگفتی که برم از بی کسی دغ میکنی

اشکاتو باور ندارم بی خودی هق هق میکنی

یادم می افته لحظه ای که دست تو رو شد برام

قسم میخوردی پیش من که جز تو عشقی نمیخوام

دست خودم نیست که دیگه هیچکسو باور ندارم

این چیزا تقصیر تو ٫ تلافیشو در میارم ...

سلام .

نه حالم خوب نیست ... اصلا

نمیدانم چه میخواهم بگویم            زبانم در دهان باز بستست

تفاوت بین آدما تو چیه ؟ چرا آدما با اون چیزی که به ظاهر نشون میدن خیلی فرق دارن؟ شاید خود من هم از این قاعده مستثنا نیستم ٫ شاید منم ظاهرم با باطنم خیلی فرق داره ... شاید من هم خیلی آدم بد و غیر قابل تحملی هستم ... ولی حتم دارم که خودخواه نیستم . چون خیلی اوقات به خاطر دیگران از خودم و علایقم گذشتم ٫ واسه این که دیگران اذیت نشن خیلی کارا رو انجام ندادم . خیلی چیزاها رو به روشون نیاوردم .ولی از این اشتباه نمیتونم بگذرم ... این اشتباه نبوده ... خواسته دل بوده ٫ پس من نمیتونم به راحتی ازش بگذرم ...
ولی واسم یه تجربه خوبی شد ...تجربه ای که خیلی میتونه کمکم کنه .
البته قرار نیست که همیشه اوضاع طبق خواسته من پیش بره ٫ بعضی اوقات باید آدم دستی بخوره تا بفهمه که کجا قرار گرفته و داره چه کار میکنه . ما که از همه دستی خوردیم اینم روش...

 

+ نوشته شده در  88/12/05ساعت 22:41  توسط نرگس  | 

سلام ، سلام ، سلام...

 

    کفشو کلاه و عینک                     شیرینی و قند و پشمک

 گاو و الاق و اردک                      نرگس و رز با میخک

موزاییک و گچ با آهک                  کبریت و گاز و فندک

"ولنتاینت مبارک"

 

خوبین ؟ امیدوارم همتون خوب باشین . ولنتاین رو ( البته با تاخیر فراوان ) به همتون تبریک میگم . اول به مریم و داوود (بزرگن و احترامشون واجب ) ، مینا و فواد ، کیا و ... (نمیدونم ) ، سارا جونی ، کیانوش و خانومش و ... امیدوارم همیشه عاشق باشین .

جاتون خالی مشهد بودم ، واسه همتون دعا کردم ، سفر خوبی بود ، کوتاه ولی مفید (4 روزه) .

خبر خاصی نیست ، ترم هم تموم شد و ترم جدید در حال شروع شدنه ، خدا به خیر کنه این سه ترم باقیمانده رو . نپرسین چرا که دلم خیلی خونه ؟؟؟ دو روز اصلا اعصاب ندارم . هی با خودم میگم که بچه درس خون شم ولی نمیزارن که ...  اصلا هم درس نمیخونم خیلی هم خوبه ...

این مریم خانم هم که تشریفشو نمیاره از سفر . یه روز میشه ما هم با آقامون ( ها ها ها دو نقطه دی) بریم سفر مریم جون . دنیا که همش اینطوری نمیمونه . یکی هم پیدا میشه واسه ما ( دو نقطه دی )

کاش بچه های کلاسمون پایه بودن ، برنامه اردو میزاشتیم . فک کنم بهشون بگم اردو میزنن زیر گوشم میگن درس واجب تر ، بشین درس بخون.

سال نو هم داره میاد ، بوی عید میاد  وای که من و مریم چقد این روزای آخر سالو دوس داریم . اصلا به نظر من روزای آخر اسفند یه بوی دیگه ای داره ، وقتی نفس میکشم لذت میبرم . وای البته باز خونه تکونی .... !!! چقد هم که من کار میکنم . سال پیش فقط قرار شد من لوستر کوچولو حال رو تمیز کنم ، مامان دید کارم خوب نیس خودش فهمید اشتباه کرده و خودش مجددا کار رو انجام داد . خدایی اصلا کمکش نکردم ( آخه میدونین کنکور داشتم ... چقد هم که من میخوندم ) ولی امسال سعی میکنم کمکش کنم ، البته سعی میکنم . قول نمیدم .

جدیدا این آقا کیا مشکوک میزنه ها .... نیستین آقا کیا؟ نکنه زوجه اختیار کردین ؟؟ پلو تنها تنها ؟؟؟

دارم این آهنگ گوش میدم :

...

بمیرم واسه اون ناز نگاهت                 میمونم همیشه من چشم به راهت

تو چی خواستی که من واست نکردم            مال من نبودی نگات میکردم

...

سال 88 هم با همه خوبی ها و بدیهاش داره تموم میشه . سال 88 سال خوبی بود واستون ؟ واسه من که سال خوبی بود . تجربه های زیادی به دست آوردم ، با آدمای خوبی آشنا شدم ، تقریبا به اون چیزایی که میخواستم رسیدم و ... خدایا شکرت . خدا خیلی هوامونو داره.

این هم چند جمله زیبا از کتاب  دفتر های خاکستری از دکتر شریعتی :

کسی که عشق رهایش میکند ، بودنی است که نمی داند چگونه باید یاشد ؟

هرکسی چه قدر نیاز دارد که به تنها کسش بگوید که آن چه در دلم از تو احساس میکنم چیست؟

برای دیدن برخی رنگ ها و فهمیدن بعضی حرف ها از نگریستن و اندیشیدن کاری ساخته نیست . باید از آنجا که نشسته ایم برخیزیم . قرارگاهمان را در جهان عوض کنیم ...

منتظر نمان که پرنده ای بیاید و پروازت دهد . در پرنده شدن خویش بکوش.

راستی که دوست داشتن چقد سخت است !!

اگر تنهاترین تنها شوم ، باز هم خدا هست . او جانشین همه نداشتن هاست .

 

این هم یه متن زیبا :

کاش میشد که در این قرن عجیب

همه بودند به خوشبویی سیب

سیب یعنی که تو زیبا هستی

تو رباینده دلها هستی

سیب یعنی اثر بوسه ای ناز

روی لب های ترک دار نیاز

سیب یک واژه توخالی نیست

پرعطر است ، گل قالی نیست ...

 

خیلی دوستون دارم .

 

 

 

+ نوشته شده در  88/11/28ساعت 23:14  توسط نرگس  | 

چه فرقی میکند در ابتدای راه باشم یا در انتهای راه...وقتی به تو ختم نمیشود!

+ نوشته شده در  88/11/12ساعت 22:5  توسط نرگس  |